حرمت امامزاده
حرمت امامزاده

حرمت امامزاده یکی از اقداماتی که در دفتر هیئت مدیره و مدیرعامل و بعدها بطور ویژه تر در معاونت امور استانها سامان دادم و خودم را به آن مقید کردم.بحث صیانت از جایگاه مدیریت بود.قبلا توضیح دادم که مدیریت در سازمان تامین اجتماعی با سایر دستگاههای دولتی متفاوت است .چرا که در سیستمهای دولتی مدیران تک بعدی بوده و فقط "مدیر هزینه "هستند(اگر بتوانند)ولی یک مدیر تامین اجتماعی(در تمام سطوح و شقوق و بویژه در سطح مدیریت بیمه ای استانها)یک "مدیر درآمد-هزینه" است.واین کار صعوبت تصدی این مسئولیت ها را دوچندان می کند.در مطالب بعدی به اهمیت و ویژگیهای کاری عموم پرسنل سازمان نیز خواهم پرداخت.به بیان دیگر یک مدیر آموزش و پرورش یک مدیر هزینه است یعنی اگر اعتبار را سازمان برنامه و بودجه داد که خرج میکند و اگر نداد پاسخ قابل توجیهی برای مردم و استاندار یا نماینده مجلس دارد که هر موقعبودجه دادند و وجه نقد راهم خزانه داد(یعنی هلو)ما در خدمتیم.ولی مدیر سازمان تامین اجتماعی نمی تواند از این حربه مدیریتی استفاده کند. با توجه به موضوع فوق و با عنایت به اینکه بیمه گران( بطور اعم ازبیمه های تجاری و اجتماعی) یک کالای غیر ملموس محتمل و متعلق به زمان آینده را به شرکای تجاری و اجتماعی خود عرضه می کنند.که بطور اخص این خصیصه در بیمه های اجتماعی بلحاظ بعد زمانی طولانی تری که در بر می گیرد،قدری پیچیده تر است.فلذا قدر و منزلت سازمانی مدیر کل استانی سازمان در نزد مقامات محلی نظیر استاندار ونماینده مجلس و... از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.خیلی مهم است که مسئولین استان متوجه شوند مدیر سازمان برای ستاد سازمان چقدر مهم است و او برای ستاد سازمان چه ارج و قربی دارد.این توضیح را لازم است بدهم که من صیانت از جایگاه مدیریت سازمان را مد نظر دارم و نیتم شخص مدیر نیست.که البته شخصا و قلبا معتقدم شخص مدیر کل هم مهم است و قضاوتی که خود او یا خانواده اش یا اطرافیانی که قرار بعدها با او کار کنند از نوع نگاه ستاد سازمان به مدیران و...در میزان دلگرمی ،عرق ،حمیت،صلابت و...مدیر که مالا پیشبرد اهداف سازمان را در پی دارد خیلی موثر است.(توضیح را از این باب آوردم که همکاران سخت گیر به سازمانی ها که احیانا نقطه ضعفی را از یک مدیر کل سابق یا لاحق بیاد می آورند بر من خرده نگیرند که چرا مثلا از فلانی دفاع می کنی_وجالب آنکه همین افراد وقتی به قضاوت در باره غیر سازمانی ها می رسد آنانرا مطلقا سفید و طیب و طاهر می بینند!) باری منظور من اینست که یک مدیر سازمان تامین اجتماعی مانند یک مدیر دولتی نیست که در استان بنشیند و پول نفت را برایش قلپی بفرستند و او اگر خیلی هنر داشت آنرا خرج کند .مدیر سازمانی باید حاصل دسترنج خود و همکارانش در شعب را خرج کند و منابعی را که در همان استان تحصیل نموده خرج نماید. فلذا این مهم است که متولی امامزاده یعنی ستاد سازمان چقدر حرمت او را نگاه می دارد .یکی از تقیدات من در معاونت امور استانها این بود که حتما برای تودیع و معارفه مدیر کل استان یک رده بالاتر از او یعنی معاون مدیر عامل در استان حضور یابد.علیرغم مشغله های که بعنوان معاون امور استانها و سرپرست دفتر هیئت مدیره و مدیر عامل سازمان داشتم ولی سعی می کردم که خودم در تودیع و معارفه مدیران کل استانها حضور یابم. و احیانا خودم نمی توانستم از معاونین دیگر مدیر عامل کمک می گرفتم.این رویه در تمام دوران معاونتم اجرا شد و به ترتیبی که خواهم گفت توسعه یافت.(امری که پس از معاونت من توسط جناب آقای بیگی ادامه یافت ولیکن متاسفانه پس از رفتن ایشان به شستا توسط بعدیها ادامه نیافت) در این تودیع و معارفه ها با مقامات استان ملاقات و ضمن معرفی مدیر کل جدید و تقدیر از مدیر کل قبلی به تشریح اصول ومبانی کار سازمان ونیز مضایق و محدودیتهای سازمان و واحدهای استانی می پرداختیم و تلاش می شد تا انتظارات مقامات محلی از مدیر کل را سامان دهیم.وبعد در جلسه ای باحضور مدیران درمان وبیمه وروسای شعب و مراکز درمانی و کارشناسان استان و نیز مدیران کل سایر دستگاهها و وزارتخانه ها ضمن سخنرانی و تشریح مسائل روز سازمان تامین اجتماعی از مدیر سابق تجلیل ومدیر جدید معرفی می گردید. یادم هست که حتی در مورد تودیع و معارفه دو تن از مدیران کل استانها که اتفاقا من خیلی از آنها حمایت کرده بودم وبا اینکه از طرف مدیرعامل سازمان و...برای برکناری آنها قبل از بازنشستگی تحت فشار بودم.ولی مقاومت و توجیه کردم تا آنها به سن وسابقه بازنشستگی برسند و با بالاترین حقوق ممکن بازنشسته شوند.براساس اطلاعات موثق می دانستم که مدیر سابق در جلسه تودیع و معارفه شرکت نخواهد کرد ومدیران حوزه معاونت بخاطر حفظ شان من توصیه می کردند که من برای تودیع و معارفه نروم و کار در سطح مدیر کل انجام شود.ولی من نپذیرفتم و گفتم من بایستی وظیفه ام را برای تجلیل از مدیر قبلی انجام دهم وعلاوه بر آن حفظ شان مدیر جدید هم مهم است فلذا رفتم و آنها نیامدند!ولی بعدهاکه متوجه واقعیت موضوع شدند واز عصبانیت آنها کم شد.تماس گرفتند و هنوز هم در مناسبتها به من اظهار لطف می کنند(البته آنها خودشان در جریان مقاومت وحمایت من نبودند چرا معتقد بودم بایستی ضربه گیر باشم و اجازه ندهم مدیر در استان شل شود.فلذا آنها نمی دانستند که من دو سال برکناری آنها را عقب انداخته ام.البته عملکرد آنها خوب بود و فشار برای برکناری بیشتر بخاطر سطح تحصیلی آنها بود ) همانطور که می گوئیم تجلیل از کارمند بازنشسته و ارتقاءمنزلت پیشکسوتان باعث ایجاد انگیزه در جوانها و شاغلین می شود، به نسبتی بالاتر تجلیل از مدیر سابق(با هر نوع نگرش سیاسی و باندی و جناحی و...که به او نگاه می کنیم)باعث دلگرمی مدیر جدید(منصوب و منتسب به مجموعه حاکم)می شود.وحتی باعث می گردد تا او در محیط پیرامونی سازمانی(کارشناسان و کارکنان وروسای شعب و...)و محیط پیرامونی فرا سازمانی(استاندار ،نماینده ،مدیرام کل سایر دستگاههاو...)بتواند با صلابت و قدرت بیشتری در جهت اهداف سازمان گام بردارد.متاسفانه بعضا شاهد هستیم که مدیری را تلفنی یا با نمابرو...برمیدارندو حتی موردی بود که به مدیر جدید(که اتفاقا معاون استان و همان مدیر معزول بود)تلفنی گفته بودند برو در اطاق مدیر کل بنشین ومن همان موقع به محض تغییر معاون امور ستانها به دیدار معاون جدید رفتم و موضوع را مطرح کردم و او قول داد که جبران کند و اتفاقا اینکار را انجام داد و جلسه ای را برای تجلیل از مدیر قبلی ترتیب داد.جالبتر آنکه این اتفاقات در بدو ورود یک مجموعه مدیریتی و در مورد مدیران متعلق به مجموعه مدیریتی قبلی رخ نداده بلکه در اواسط دوران مدیریتها و در مورد کسانی رخ داده ویا می دهد که بیشترین کمکها و همراهی ها و .... را با مجموعه مدیرتی وقت انجام داده یا می دهند.هرچند من معتقدم رعایت حرمت و صیانت از جایگاه مدیریت(نه مدیریا زید و عمر)حتی در مواقعی که مجموعه ای جدید هم استقرار می یابد لازم و ضروری است وطرفه آنکه بعضا شاهد بودیم و هستیم که این رفتارها در قبال افرادی بکار می رود که بیشترین کمکها را به استقرار و استمرار مدیریت مجموعه های مدیریتی وقت نموده بودند. دربرخی موارد و بویژه در دو سه سال آخر معاونتم د امور استانها برای تودیع و معارفه مدیران کل بازنشسته سعی می کردیم مدیران کل استانهای همجوار را نیز دعوت کنیم و یا از برخی از مدیران ستادی سازمان (علاوه بر مدیران کل حوزه معاونت امور استانها)درخواست می کردیم تا ما را همراهی کنند که این موضوع خاطره خوبی در ذهن مدیرکل بازنشسته می گذاشت.همچنین حتی الامکان سعی می کردیم در تودیع و معارفه ها چند نسل مدیران کل سابق آن استان را به جلسه دعوت کنیم که این امر باعث تقویت روحیه مدیران سابق و اسبق و... می شد و درسی برای نسل جدید مدیران بود.

بعد التحریر:در متن اولیه که تحریر شد بلحاظ اینکه در مقطع سال ۱۳۸۴در ستاد سازمان برخی معاونین مدیرعامل را بدون اطلاع قبلی و فی المجلس برکنار می کردند(بطور مشخص معاون اقتصادی و برنامه ریزی که برادر شهید هم بود)و باتوجه به اینکه در شرکت مشاور مدیریت و خدمات ماشینی  قدری از اوضاع سازمان دور بودم .برخی دوستان منتقل کردند که مدیران کل استانها را توسط مدیران کل حوزه معاونت تودیع و معارفه می کنند.بهمین اعتبارنوشتم که این سنت قبل و بعد ازمن اجرا نشد ولی بعدها با تذکر برخی دوستان متوجه شدم که در دوره جناب آقای بیگی هم شخص ایشان برای تودیع و معارفه مدیران کل استانها تشریف می بردند فلذا متن بالا را اصلاح کردم و به نوبه خودم از ایشان تشکر می کنم

تاریخ نگارش : ۱۳۸۸ زمان نگارش : ۱۷:٤۲:٤۳
       نام و نام خانوادگی
       توضیحات

۱

۲

صفحه

۱

۲

۳

صفحه
تایید و نمایش
تایید و نمایش
حذف نظر
حذف نظر
هشدار
آیا مایل به حذف نظر فوق هستید ؟