سرگذشت بازنگری تشکیلات سازمان تامین اجتماعی
سرگذشت بازنگری تشکیلات سازمان تامین اجتماعی

قدیما یک نرم واستانداردی برای بازنگری تشکیلات مطرح بود.مثلا مطرح میشد که هر تشکیلاتی بعد ۵یا ۷ یا۹ سال باید بازنگری شود.البته الان با پیشرفتهای سریع تکنولوژی وتغییر وتحولات وسیعی که در حوزه قوانین ومقررات و...اتفاق میافتد بنظرم این نرم باید کاهش پیدا کند.البته این نرم را در مرجع علمی ندیدم(شاید باشد ولی من ندیده باشم)وتا حدودی هم بستگی به نحوه کار تیمی است که متولی طراحی تشکیلات هستند. یعنی اگر جامع نگری وکلان نگری وآینده نگری وپرهیز از نگاه سلیقه ای وبهره گیری از خرد جمعی  و... ملاک عمل متولیان تشکیلات بوده باشد .میتوان انتظار داشت که تشکیلات از بقا و پایداری بیشتری برخوردار باشد
یکی از مسائل دیگری که بر تشکیلات وساختارها بویژه در ایران  تاثیر دارد بحث تغییر مدیریتها است .همانطور که قبلا در مطلب مربود به اوپن سازی نوشتم تغییر چیدما ن وتغییر ساختمان از جمله اموری است که در کشور ما جزو اولویتهای مدیران قرار میگیرد وبعضا با تغییرات سریعی که در برخی مدیریتها  در ایران اپیدمی شده مدیر پس از فراغت از تغییرچیدمان و ساختمان  جای خود را به دیگری می دهد وباز قصه از سر نو آغاز میشود.
بحث تغییر تشکیلات وساختار آنهم به شکل وسیاق مکانیکی وفیزیکی نه بصورت محتوایی وبنیادی (چون کار ریشه ای فکر لازم دارد!)نیز از همین جنس است یعنی تا یک مدیر می آید و چیدمان وساختمان را عوض میکند وقرار است کمی هم به کار فکر کند یاد بازنگری تشکیلات می افتد ودر مسیر تغییر و تبدیل تشکیلات هم یک نگاه مکانیکی وسلیقه ای وفردی حاکم می شود و در این هنگامه هم بعضی از افراد نسخه های قدیمی و مکرر خود را گردگیری نموده و به خورد مدیر جدید می دهند.که شامل چند حذف  و ادغام و انحلال و...میشود وهیچگاه به مدیر جدید گفته نمی شود که  وزارتخانه و یا سازمان متبوع  تاکنون چه غفلت های تاریخی داشته ویا به چه تغییرات وتحولات مستحدثه پاسخ لازم را نداده ودر کجاها بدون ساختارها و نهاده های مدیریتی و...به مصاف تهدیدها وپی جویی فرصتها نرفته است.و فقط هنر این افراد هم تقلیل وتقطیع وتنزیل وتخفیف و...است وبس. ومدیریتها هم که همیشه در ابتدا با شعار کاهش هزینه می آیند مستعد پذیرش این نسخه های قدیمی ومنسوخ هستند.
جالب آنکه این متخصصان برش وقطع وقلع و قمع و...همان نسخه های قدیمی خود را به خورد مدیر جدید می دهند ولی با شکسته نفسی فراوان و ایضاءپاچه خواری طوری وانمود میکنند که پس از آمدن مدیر جدید و استماع بیانات و خط مشی ها و...مدیر جدید به این نتیجه رسیده اند.وچه بسا از اسم سال هم استفاده میکنند.بطور مثال امسال سال "اصلاح الگوی مصرف"نامگذاری شده است ومقام رهبری هم در ابتدا وهم بعدها تاکید کردند که اولویت با اصلاح الگوی مصرف "آب و نان و انرژی"است.ولی عده ای در سازمان تامین اجتماعی این موضوع را مصادره به مطلوب خود نموده وبر آن اساس بحث کاهش تشکیلات وتقلیل نیروی انسانی را مطرح می کنند.در حالی که مقام رهبری اخیرا در مواجهه با تعجیل بعضیها ونیز تعمیم موضوع به نیروهای انسانی و دریافتی آنها تاکید وتصریح کردند که این موضوع یک کار بلند مدت است و اولویت باید همان اصلاح الگوی مصرف آب و نان و انرژی باشد.
طرفه آنکه  اگر کسی با الفبای سازمان تامین اجتماعی آشنا باشد می داند که تعدیل نیرو در سازمان مزبور باعث کاهش هزینه نمی شود چرا که تعدیل نیرو یا به برقراری مقرری بیمه بیکاری منجر می شود که باز سازمان آنرا می پردازد ویا به برقراری مستمری می انجامد که باز آنرا هم سازمان خواهد پرداخت.فلذا تعدیل نیرو در سازمان ویا شرکتهای صد در صدی تابعه سازمان منجر به کاهش سرجمع هزینه های سازمان نمی شود.و به نوعی از این جیب به آن جیب است.ولی متاسفانه این نکته بدیهی  را از دید مدیران جدید دور میدارند و طوری وانمود میکنند که انحلال و ادغام وتقلیل نیرو وحذف ردیف و..منجر به کاهش هزینه میشود.
از این معقولات ومقولات بگذریم و به منقولات بپردازیم .که صلاح مملکت خویش خسروان دانند ولی همین نکته بس که از سال ۱۳۸۰سازمان تامین اجتماعی تاکنون ۵ مدیرعامل به خود دیده است و از همان زمان تاکنون من نسخه ای جز تقلیل تشکیلات آنهم در مورد دو معاونت امور استانها و فرهنگی واجتماعی و گروههای فرابری داده های معاونت ها ندیدم در حالیکه تمام ردیفهای این دو معاونت وگروههای موصوف به اندازه ردیفهای برخی ادارات یا معاونین مدیرکل برخی ادارات کل معاونت اداری ومالی نیست!این نگاه سترون حتی در طی این مدت نتوانسته است با درک زمان ومکان وشرایط عصری وپیرامونی سازمان در کنار این نسخه قدیمی چند ایده جدید هم مطرح کند و گویا علت العلل وسبب الاسباب تمام مشکلات سازمان همین چند ردیف است.البته الان من راحتتر می توانم این حرف را بزنم چون از محل این ردیفها ارتزاق نمی کنم.این نکته را هم یادآوری کنم که اغلب مدیران عامل در ابتدای ورود به سازمان این نسخه قدیمی را می پسندند ولی پس از گذشت مدتی وبا اشرافی که نسبت به سازمان می یابند متوجه می شوند که این مجموعه ها برای سازمان لازم وضروری است.
باری این مقدمه را آوردم که بگویم خوشبختانه من در طول دوران خدمتم دوبار در بازنگری تشکیلات سازمان نقش داشتم .یکبار در سالهای ۷٤ و۷۵که به همراه سرکار خانمها رحیمی مقدم وباغبه وعلیجانی وجناب آقای رحمانی شمس در دفتر تشکیلات ارزشیابی و بهبود روشها به سرپرستی جناب آقای فضلی بازنگری تشکیلات کلان ستادی و تفصیلی استانها وشعب را انجام دادیم که در ابتدا تشکیلات ستاد تصویب واجرایی شد واداره کل بودجه وتشکیلات تشکیل وبا مدیرکلی جناب آقای عونی من بعنوان رئیس اداره تشکیلات طراحی تشکیلات تفصیلی استانها وشعب را انجام دادیم ودر حالیکه هنوز یک شعبه آنهم در بخشهایی مکانیزه نشده بود ما تشکیلات آینده نگرانه ای را برای شعب مکانیزه طراحی کرده بودیم.خوشبختانه بخاطر توانمندی وتلاش همکاران موصوف و آینده نگری انجام شده (نظیر مسطح دیدن تشکیلات وعناوین چند منظوره و...)تاکنون علیرغم گذشت سالها تغییر وتبدیل زیادی در آن تشکیلات صورت نگرفته است.البته چند ردیف توسعه ای به آن اضافه شده که به آن خواهم پرداخت ولی استخوانبندی آن حفظ شده است.ناگفته نماند که نگهداشت وروزآمدسازی این ساختارها در این همه مدت و علیرغم این همه تغییرات مدیریتی کار صعب وسختی است که طی این مدت توسط سرکار خانم رحیمی مقدم بود چرا که از آن تیم کارشناسی توانمند وسرآمد(باستثنای این حقیرکه متصف به این اوصاف نیستم)فقط ایشان در تشکیلات باقی ماند و همه رفتند.
یکبار هم در سال ۱۳۷۷که مدیرکل دفتر هیئت مدیره ومدیرعامل بودم .در بازنگری ساختار کلان تشکیلات سازمان نقش داشتم.بدینترتیب که مدیر عامل وقت جلسات زیادی را در شورای معاونین تشکیل داد وبه آسیب شناسی ساختار سازمان پرداخت واز جمله مسائل مهمی که مطرح کرد این بود کهسازمان تامین اجتماعی یک سازمان اقتصادی –اجتماعی است ولی ۵۰ سال از این موضوع غفلت کرده است و مقوله "اقتصاد و برنامه ریزی"و"فرهنگی واجتماعی"از غفلتهای بزرگ سازمان در نیم قرن فعالیت خود بوده است.(این نکته را بگویم که منظور ایشان پوستر چسبانی وبرگزاری مراسم وتور و...نبود بلکه به تولید محتوا وفرهنگ سازی اعقاد داشت.بطور کلی نبایستی عملکرد برخی معاونین افتصادی وبرنامه ریزی وبویژه فرهنگی اجتماعی را ملاک قضاوت این بحث قرار داد وایضا عملکرد بنده را در معاونت امور استانها)در مورد امور استانها هم نظرش این بود که سازمان تامین اجتماعی به تنهایی یک دولت یا چند وزارتخانه است و نیاز به یک وزارت کشور دارد.واقعا اگر تعداد واحدهای استانی واجرایی سازمان را ونیز واحدهای ستادی را در نظر بگیریم.وبخواهیم ماتریس تعاملات آنها را رسم کنیم کلاف سر در گمی خواهد شد.واقعا بسیاری از طرحها وبرنامه های توسعه ای سازمان بدون وجود معاونت امور استانه به ثمر نمی نشست.
جلسات مزبور تشکیل شد وبه جمع بندی رسید وقرار بود معاونت وقت اداری ومالی  تشکیلات را براساس همان جمع بندی ترسیم وارائه کند تابه شورایعالی تقدیم شود .مدیرعامل در ماموریت کهگیلویه و بویر احمد بود وتماس گرفت از من پرسید تشکیلات از طرف معونت اداری ومالی ارائه شد(چون ابتدای هفته بعد جلسه شورا داشتیم)گفتم نه عصبانی شد گفت خودت که در تشکیلات بودی وبلدی در جلسات هم که حضور داشتی سریع تشکیلات را آماده کن .همین کار را انجام دادمو تشکیلات را آماده کردم.نظراتی در مورد نمودار داشت وفردایش که از ماموریت برگشت دو نفری تشکیلات کلان سازمان رانهایی وجزوه ای هم در تبیین وتوجیه ضرورت ها والزامات آن تهیه ودر جلسه شورا مطرح وتصویب شد.البته تشکیلات تفصیلی براساس تشکیلات کلان مصوب توسط سرکار خانم رحیمی مقدم و همکارانشان تهیه و به تصویب هیئت مدیره رسید.آن تشکیلات هنوز برقرار است بجز ادغام وتفکیک اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل ودفتر بازرسی مدیر عامل  وایجاد گروه حسایرسی ودفتر امور کارگزاریها وچند کار غیر قانونی و بون مجوز شورایعالی نظیر ایجاد دفتر کیفیت وتفکیک تشکیلات از بودجه و... 

تاریخ نگارش : ۱۳۸۸ زمان نگارش : ۲۱:۱۲:٤۷
       نام و نام خانوادگی
       توضیحات

۱

۲

صفحه

۱

۲

۳

صفحه
تایید و نمایش
تایید و نمایش
حذف نظر
حذف نظر
هشدار
آیا مایل به حذف نظر فوق هستید ؟