حاصل سالها مصاحبت سوته دلانه با ادبیات، به پویشها و جوششهایی درونی
می انجامید كه خوف داشتم و دارم تا آنها را شعر بنامم ( حتی شعر نو و سپید ).
به همین سبب، برگهایی از آنرا به آب و خاك سپردم و سطوری را نزد شما به ودیعت می نهم، شرح احوالاتی كه فقط می تواند ً ترنم ترانه و شور شعر ً نام گیرد.
۱ ـ مالیات های اقتصادی و اجتماعی :
سیاست های بازتوزیعی درآمدها یک سیاست و اصل پذیرفته شده در تمامی کشورهای دنیا با هر نحله فکری و سیاسی بوده و می باشد . به طور کلی دولت ها برای تأمین منابع مربوط به فراهم سازی زیرساخت های ملی و نیز جلوگیری از شکاف و گسست طبقاتی شدید بین دهک های درآمدی و تضمین و تأمین منافع کارکنان و کارگران و به طور کلی آحاد جامعه ، نسبت به وضع و اخذ مالیات های گوناگون اقدام می نمایند و فعالان اقتصادی کشورها اعم از داخلی و خارجی برای انجام هر گونه فعالیت و تبادل اقتصادی مکلف به پرداخت مالیات می باشند .
به عبارت دیگر یک فعال اقتصادی از آن جهت که برای ایجاد ، فعالیت و پایداری بنگاه ، کارگاه اقتصادی خود از یک سری زیرساخت های ملی نظیر امنیت داخلی و خارجی ، قوه قضاییه ، راه ها و ... بهره مند می گردد . بایستی مالیات بپردازد تا دولت ها بتوانند از محل منابع حاصل از این مشارکت ، به بسط و گسترش زیرساخت ها اقدام نمایند و از جهتی دیگر به سبب آنکه هر فعالیت اقتصادی بدون مشارکت نیروی انسانی میسر نمی باشد و تأمین نیروی کار سالم ، ماهر و دارای تأمین ( بیمه های اجتماعی ، بازنشستگی ، بیکاری و درمانی و ... ) و فراهم سازی آرامش خاطر و اطمینان به آینده برای کارگران و کارکنان ، برای دولت ها هزینه دارد . فلذا بایستی هر فعال اقتصادی مالیات اجتماعی بپردازد .
.