حاصل سالها مصاحبت سوته دلانه با ادبیات، به پویشها و جوششهایی درونی
می انجامید كه خوف داشتم و دارم تا آنها را شعر بنامم ( حتی شعر نو و سپید ).
به همین سبب، برگهایی از آنرا به آب و خاك سپردم و سطوری را نزد شما به ودیعت می نهم، شرح احوالاتی كه فقط می تواند ً ترنم ترانه و شور شعر ً نام گیرد.
در سیر تطور تمدن بشری و از زمان پیدایش و شکل گیری زندگی اجتماعی مقوله دولت و حاکمیت به عنوان پایدارترین نهاد جوامع مطرح بوده است . به نحوی که یکی از ملاک ها و معیارهای اصلی جهت به رسمیت شناختن جوامع و کشورها ، وجود دولت و حاکمیت مستقر و مسلط می باشد .
در باب ضرورت وجود حکومت و امارت درهر جامعه ، بهترین گواه سخن حضرت علی (ع) در نهج البلاغه است که می فرماید :« مردم به یک زمامدار نیازمندند چه خوب باشد و چه بد برای اینکه در سایه حکومت ، مومنان به وظایف خود پرداخته و کافران نیز بهره مند شوند . مردم در پناه حکومت زندگی کنند و مالیات جمع آوری شود و با دشمنان مقابله شود و امنیت برقرار شود و حقوق فرودستان از فرادستان ستانده شود »